طنز جالب.

دیوونه ای میگفت:من زنی گرفتم که دختری 18ساله داشت.بابام بادختره ازدواج کرد.

پس زن من مادر زن بابام شد..بابام داماد من شد..من شدم پدرزن پدرم..

دخترزنم پسری زایید..که داداش من ونوه زنم بود..پس نوه من هم بود..

پس من پدربزرگ داداشم بودم..

زنم پسری زایید..درنتیجه زن بابام خواهرناتنی پسرم شد.. وپسرم داداش من شد..

[ ۱۳٩٢/۳/٢٢ ] [ ٦:٤۳ ‎ب.ظ ] [ دنیا ]